خاطرات و مسایل اجتماعی روز

کلاس های ورزش خوبه... اونقدر خوب که بعد از سه ماهی که از اسپینیگ می گذره یه چی حدود 2 و نیم کیلو وزن کم کردم.

البته سایز هم کم کردم. خوشحالمJ) چون یه چند تا شلواری که دوسشون داشتم دوباره می تونم بپوشم. البته نه اینکه فکر کنین چاق بودم ها! ولی خب دوست داشتم با توجه به قدم سه کیلویی کم کنم. الان نزدیک شدم به وزن دلخواه. راستش هروقت میرم باشگاه یه همکلاسی دارم که حدود 32 ساله هست و با اون لهجه اصفهانی شیرینش بامزه حرف می زنه...

خیلی گرم و با حرارته و معمولا با همه گرم می گیره. کلی با من صمیمی شده طوری که از اختلافاتی که با خانواده شوهرش داره که باهم زندگی می کنن پیشم درددل می کنه و وسطای صحبت هاش هی به من نگاه  می کنه و می گه نیلوجون بهت حسودیم میشه شما خیلی جمع شدی هاJ)

خلاصه خوبه سرم تا حدودی گرمه.. صبح ها که درگیر سایت و خبر و کارای خونه و سه روز در هفته هم باشگاه.

البته وقتی از باشگاه میام خونه انقدر خسته م که نگو. اول می پرم حموم و یه دوش می گیرم و بعدش هم شام می ذارم. ولی دیگه میز جمع کردن می مونه واسه همسری و دخترم...

این روزا انگار بهمن ماه رو دنبال کردن! داره می دوه انگار.

امروز از صبح گردن درد گرفتم! انگار ماساژ لازم شدم. همسری یه کم ماساژ می ده و می گه مال کامپیوتر هست... خلاصه که از صبح خیلی ناجور درد می کنه. برم گرمش کنم شاید بهتر بشه...

دخترم که رفته امروز دوستش رو ببینه و بیاد... همسری هم رفت استخر... البته همش می گفت تو تنهایی نمی رم. گفتم نه حتما برو چند وقتی هست که کلا ورزش نمی کنی!

حالا قرار شده که اومدن شام بریم بیرون. گرچه حوصله ش رو ندارم. امروز بخاطر قصه ولنتاین وو .... حتما خیابونا شلوغه .. الکی...

هنوز نیومدن ببینم چی می شه. بهرحال گفتم تو این فرصت بد نیست بیام چند خطی از حال خودم بنویسم براتون... امیدوارم همگی خوب باشین و الان در کنار کسی باشین که دوستش دارین. وگرنه امروز و هدیه و ... اینا بهانه س. با کسی باشین که در کنارش حالتون خوب باشه فقط ...


برچسب‌ها:
باشگاه, اسپینینگ, گردن درد, ولنتاین
+ پنجشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۷7 PM نیلو گلکار |