خاطرات و مسایل اجتماعی روز

از اون روز که گفتم بهتون گردن درد دارم... هنوز درگیرم 

راستش اون روز به پیشنهاد همسری اول پماد مسکن زدم و بعدش هم یه بانداژ بستم و گرم نگهش داشتم. فرداش خیلی بهتر شده بود.

اما چشمتون روز بد نبینه. عصر فرداش دست چپم از کار افتاده بود! خلاصه بازم گرم نگهش داشتم و مسکن واینا.

صبحش دیدم ای داد... از گردنم شروع میشه درد میره تو شونه چپم و بعدش دست چپم و در نهایت کمرم تیر می کشید...

رفتم دکتر که گفت نکنه خونه تکونی کردی. یا جسم سنگین بلند کردی... گفتم نه هیچکدوم. گفت یا اینکه عصبی شدی... یادم نیومد که عصبی شده باشم. 

ولی دکتر گفت قطعا اینطور بوده یا اینکه بد نشستی . خلاصه که بی دلیل نمیشه!

بعدش گفت اسپاسم شدید هست. و سه جور قرص داد. انتظار داشتم یه آمپول بده که زودتر اثر کنه. ولی نداد...

حالا دارم دارو می خورم یه کم تسکین می ده ولی دست از سرم برنداشته ... به سختی کار می کنم با کامپیوتر. الان هم با پرویی نشستم نوشتم اینارو...

آهان راستی گفت هرگز ماساژ ندی ها. ولی اون اول همسری کلی ماساژ داده بود که گفت نباید اینکارو می کردی... 

خلاصه اصلا وضعیت جالبی ندارم. دعا کنید زودتر خوب بشم تورو خدا...


برچسب‌ها:
گردن درد, اسپاسم, ماساژ
+ یکشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۷3 PM نیلو گلکار |